سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

29

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

در اين مدت سختى خيلى از آقايان واعظ و روضه‌خوان و غيره را گرفته بردند . تا اينكه كار به گرفتن روز رسيد و حاج محمد را گرفتند و اين هنگامه برخاست . خيال داشتند كه آقايان كل را هم بگيرند و ببرند كه خدا نخواست و صاحب شريعت همراه بود و نتيجهء اين كار و اجرا نشدن دستخط اين است كه اگر دستخطى درين خصوص اجراى ديوانخانه بدهند بايد سفراى دولت خارجه امضا نمايند . كما اينكه مذاكره شده است كه بايد دستخط مبارك را سفرا امضا نمايند كه باعث اطمينان ما رعايا بشود ، كه ديگر كسى مىتواند غير آن حركت نمايد و باز طفره بزنند ؟ . . . « 1 » چنان مىنمايد كه دولت غير از اجراى ديوانخانهء عدالت چاره ندارد . اين هنگامه هنگامه‌اى نيست كه بتوانند خلاف ميل رعايا رفتار نمايند . [ وضع چادرها ] روز پنجشنبه على التحقيق يكصد و پنجاه و دو چادرپوش و چادر روضه‌خوانى در سفارت زده شده كه هر چادر تعلق به يك صنفى دارد و از اين خيام چهار پنج خيمه تعلق به طلاب دارد و جلوى هر چادرى اعلان و تابله « 2 » اى كه مشعر بر چند شعرست و تعيين صنف آويخته‌اند . خيلى منظم و با ترتيب . در روز چهار خروار قند و پانزده خروار نان صرف مىشود . محشر كبراست و انصار دين اللّه همت بزرگى كرده‌اند و كارى را كه بايد در ظرف پنجاه سال انجام بدهند درين قليل وقت ان شاء اللّه انجام خواهند داد . [ 32 ] ولى كارى كه كرده و احتمال خطرست اين است كه سندى به شاژدفر « 3 » در اول وهله داده‌اند كه ماها در قول خود مستقيم هستيم ، يعنى او گفته بوده است كه مطمئن بر قول و خط شماها نيستم و تا جمعيت شما به پانصد نفر نرسد من اقدامى در اوامر شما نخواهم كرد و اينها كاغذى به‌عنوان سند و امضاى چند نفر از رؤسا به او داده‌اند كه تا كار ماها را به انجام نرسانند . محال است كه از سفارت بيرون برويم . ديگر نمىدانم چه مطلبى نوشته‌اند و دست شيطان

--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 2 ) . ( - تابلو ) . ( 3 ) . ( - شارژدافر ) .